دسته بندی نشده

اصطلاحات تخته نرد

اصطلاحات تخته نرد

این سایت تولید کننده تخته نرد می باشد که سعی داریم اصطلاحات تخته نرد را به شما معرفی کنیم تا بتوانید بهترین بازی را در جمع دوستانتان ارائه دهید. با ما همراه باشید تا با اصطلاحات تابلو نرد خاتم اعلاء 50cmدالبر گوشه دار و … آشنا شوید.

ششدر کردن

با بستن 6 خانه که در هر خانه 2 مهره وجود دارد وقتی حریف تاس 6 را بندازد از مهره ها نمی تواند عبور کند که به این کار ششدر شده می گویند.

 پیشخوان  یا بار

دریک قسمت از بازی که زمین را به دو  قسمت تقسیم کرده پیشخوان می گویند.  که مهره های از دست رفته بازی را در این قسمت قرار میدهند.

گشاد دادن

اگر تنها فقط یک مهره را در خانه قرار بدهیم حریف می تواند آن مهره را بزند.

ترفند تخته نرد

کلمات و اصطلاحات تخته نرد

چیدن:  برای شروع بازی باید مهره ها را در زمین بازی قرار بدهیم

افشار: به حریف خان و شماره پنج زمین خود افشار می گویند.

افشار گیری : خانه پنج خود یا حریف را گرفتن افشارگیری گویند.

اسیر: دو مهره ای که در خانه 24 و زمین حریف قرار گرفته است

دوکور: تاسی که جفت یک هستند مانند 11

درب خانه :خانه شماره 7 هر بازیکن

خال خان: به خانه شماره 1 در زمین خود خال خان گویند.

دو شش: جفت شش

کوه خانه: به خانه ای که بیش از پنج مهره در آن قرار گیرد.

فرار: مهره اسیر شده در زمین و مهره ای که در تیرس حریف قرار گرفته شده را بردارید و روی مهره خود قرار دهید.

جفت: تاس های مانند 11-22-33 به زمین می نشینند.

نرد: به منظور تخت نرد است.

گشاد: وقتی یک مهره در خانه ای قرار بگیرد و ممکن است حریف آن مهره را از بین ببرد.

قات کردن: بردن مهره روی مهره های خود مثل 65-18-24

خانه مرشد: به خانه شماره سه زمین خود

ته خانه: ( خانه 1و2) خانه هایی که آخر زمین خود هستند.

پل: وظیفه ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍این اصطلاح فرار دو اسیر از مهره ها ی خانه 13 هستند.

تاس ریز: تاس ها را داخل استوانه ای مثل لیوان می گذارند و روی تخته نرد می ریزند

نراد: به کسی که نرد بازی می کند.

خانه آزاد: به خانه ای که در ان مهره ای قرار نگرفته خانه آزاد می گویند.

گشایش: حرکتی در اول بازی

مایه: مهره ای که روی دو مهره دیگر بیاید وبا تاس بعدی آماده گرفتن خانه های آزاد بشود.

سگ مارس: زمانی که مهره ای را از زمین خود خارج کرده ولی حریف همچنان در زیمن مهره دارد.

ماره:همان سگ مارس است

داو ( دو ) : دو برابر کردن نتیجه بازی

دش: مخفف دو تا شش

مارس: وقتی تمام مهره های خود را از بازی خارج کردین و حریف هیچ مهره ای برنداشته

دوبرگرد: برگرداندن داو حریف به خودش

تاس ریختن : پرتاب تاس از درون تاس ریز به روی زمین

تاس مخالف : تاسی که بازیکن  به آن نیازی ندارد.

تاس موافق : تاس مورد علاقه

خوردن مهره : خارج کردن مهره ها از بازی و برداشتن مهره ها در انتهای بازی

حکم تاس : بازی که به اجبار و برای بازی کردن هر دو تاس  باشد

دست به مهره:تگر دست به مهرهای بخورد باید همان بازی کند

تاس بالا : تاسهای که عدد بزرگتری دارند مثل  چهار و پنج شش

تاس پایین : تاسهای که اعداد کمتری دارند  مثه یک و دو وسه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *